باشگاه کتاب | امنیت حرفه ای


دیروز فرانک کانن، مدیر سابق امنیت در Hinkley Point C که اکنون به عنوان مشاور تبدیل شده است، یک وبینار از طریق مؤسسه امنیتی (او یک همکار) در مورد خود برگزار کرد.راه CAPبرنامه امنیتی مبتنی بر رفتاری که او ارائه می کند، تقطیر سال ها تجربه خود در تامین امنیت پروژه های ساخت و ساز بزرگ. مارک رو می نویسد.

موسسه در پایان اعلام کرد که شرکت کنندگان می توانند دو امتیاز CPD را دریافت کنند، اما این نشان نمی دهد که این ساعت چقدر مفید و برجسته بوده است. فرانک خود را به‌عنوان یک یادگیرنده مادام‌العمر توصیف کرد، و اکنون احساس مسئولیت می‌کند که «کمی پس بدهد»، از این رو وبینار. اما از آنجایی که او اکنون به دنبال فروش دانش خود به عنوان مشاور است، برای کسب اطلاعات بیشتر، فرانک را بپرسید یا استخدام کنید!

در عوض، یک داستان گذرا از فرانک برایم جالب بود، در مورد اینکه چگونه او صدای سخنرانی پل مارتین را در کنفرانس موسسه امنیت شنید (فرانک سخنران سال گذشته بود) و چنان تحت تأثیر قرار گرفت که ده نسخه از کتاب مارتین را خرید. قوانین امنیت (انتشارات دانشگاه آکسفورد، روی جلد تصویر). فرانک مملو از ستایش مرد و کتاب (“استاد حرفه اش”) بود. فرانک در مورد چگونگی راه‌اندازی یک باشگاه کتاب از تیم امنیتی خود در HPC صحبت کرد و در جلسات نیم ساعته هر یک از آنها درباره یک فصل بحث کردند و اینکه چگونه می‌توان آن را به طور مفید در HPC اعمال کرد.

فرانک تنها فرد امنیتی در اطراف نیست که “کاربردی” است، کسی که بسیار حرفه ای است، اما می تواند با مدارک تحصیلی و یادگیری مادام العمر پشتیبان آن باشد و کتاب می خواند. برای ماندن با موسسهریک مونفیلد، مدیر اجرایی قبلی، به ذهن متبادر می‌شود، که در سخنرانان کنفرانس سالانه، که از زوایای کمی در نظر گرفته شده بودند، منعکس شد. با این حال، باید گفت که – قابل درک است، اگر مردم مشغول کار و خانواده هستند – تعداد کمی از افراد دیگر مطالعه می کنند، چه به طور کلی، چه اینکه فردی جامع تر باشند که دانش گسترده تری را برای مدیریت امنیتی خود به ارمغان می آورد. علاوه بر این، چیزهای زیادی برای گفتن برای خواندن برای لذت بردن وجود دارد دور از کار شما

همین دیروز در نشست زمستانی ASIS UK در لندن، یک سخنران به “رویدادهای قو سیاه” اشاره کرد – این ایده که مانند اولین انگلیسی‌هایی که در غرب استرالیا وارد شدند، قوهای سیاه را دیدند، زمانی که به دیدن قوهای سفید عادت داشتند، رویدادهای قو سیاه غیرممکن است، اما اتفاق می افتد و تأثیراتی دارد. سخنران خواستار دست بلند شد. چه کسی کتاب «قوی سیاه» نسیم نیکلاس طالب را خوانده بود، که این ایده را در مورد رویدادهای غیرقابل پیش بینی – مربوط به مدیر امنیت و بحران رایج کرد؟ نزدیک پشت نشسته بودم و دستی ندیدم. من هم مال خودم را بزرگ نکردم.

مجله امنیت حرفه‌ای در طول سال‌ها صدها کتاب را بررسی کرده است که عمدتاً توسط مدیران امنیتی و هدف آن‌ها بوده و دنیای سایبری و فیزیکی را پوشش می‌دهد. چه خاطرات یا کتاب های درسی جرم شناسی و چه اسناد راهنمایی. پل مارتین یکی از ( معدود) موارد برجسته است. از روی یک انبوه کنار میزم، من چند مورد را برای هر «باشگاه کتاب» پیشنهاد می‌کنم، که به دنبال وسعت بخشیدن به ذهن‌ها، انجام کار بهتر است، بدون اینکه خواندن بیش از حد شبیه کار باشد (مخصوصاً اگر در زمان خودتان باشد).

ارتش به همین ترتیب می تواند از یادگیری کتاب استقبال کند یا نه. توماس ای ریکز آمریکایی یک جفت کتاب به نام های فیاسکو: ماجراجویی نظامی آمریکایی در عراق (2006) و قمار: ژنرال دیوید پترائوس و ماجراجویی نظامی آمریکایی در عراق، 2006-2008 (2009) منتشر کرد. در حالی که فیاسکو – کلمه گویای همه چیز است – داستان هیجان انگیز تری بود، در قمار تام ریکز نشان داد که چگونه پترائوس از افسرانش می خواهد تا مدرک کارشناسی ارشد بگیرند (که شامل خواندن و نوشتن زیاد بود). که از اوقات فراغت به خوبی استفاده کرد. برای اینکه در یک اردوگاه ارتش در عراق چه کار دیگری وجود داشت، زمانی که در گشت و وظیفه نبودید؟!

کتابی که دو نسخه از آن خریده ام – یکی از آن را تقدیم کردم و یکی را باید خواند – عصر سرمایه داری نظارتی با عنوان فرعی «مبارزه برای آینده انسانی در مرز جدید قدرت» نوشته شوشانا زوبوف است. که نه آنقدر نظارت که توسط مدیران امنیتی، دوربین مداربسته شناخته می شود، بلکه نظارت آنلاین از ضربه زدن ما به صفحه کلید و دستگاه های تلفن همراه را پوشش می دهد، که فناوری بزرگ پول می دهد.

چیزی که برای افراد سخت‌گیر باز کردن آن کمتر ترسناک می‌شود، کتابی است نه چندان قطور، و یک داستان اول شخص، قابل ربط، که شهر یا کشور شما یا نوع افرادی را که با آنها برخورد می‌کنید توضیح دهد. جان ساترلند، مرد سابق پلیس متأسفانه، دو خاطرات به نام‌های آبی و عبور از خط، درس‌هایی از یک زندگی در وظیفه را بیرون آورده است. او در مورد جنایات چاقو و سایر جنایات می نویسد و چگونگی تأثیر آنها بر هر افسر خدمتی و آنچه جامعه می تواند و باید انجام دهد یا نمی خواهد در مورد جرم انجام دهد را بررسی می کند.

به‌جای کتاب‌هایی که مستقیماً در مورد امنیت خصوصی هستند، خواندن در مورد یک زمینه مرتبط مانند مدیریت بحران (که در آن بحران ممکن است یک جنایت یا حادثه باشد، که در نهایت به شهرت (سخت اندازه‌گیری) و قیمت سهام (مسلماً قابل اندازه‌گیری) آسیب می‌زند، مفیدتر باشد. مثلا اثبات بحران: چگونه برای بدترین روز زندگی کاری خود آماده شوید، توسط جاناتان هموس.

هر کتابی باید چیزی را به شما بگوید که در غیر این صورت نمی‌دانستید، پنجره‌ای به مکان یا زمانی دیگر – یا کلمات موجود، یا افکار جدیدی که به آن سوق داده می‌شوید. بله SIR توسط پدیده لینکدین چاک اندروز همه جعبه ها را علامت می زند – در یک جلد شومیز مختصر (عمدی) شما در مورد تگزاس و نحوه ایجاد یک شبکه قدرتمند یاد می گیرید. برای تکمیل با بازگشت به فرانک کانن. وبینار او با توجه به اینکه چقدر به وظایف روزمره مدیریت امنیت اشاره نمی کند بسیار جالب بود. نرده ها، دروازه ها آنها ضروری هستند، اما استراتژی ها و سیاست های زیربنای امنیت (و ایمنی) نیز ضروری هستند. فرانک از به چالش کشیدن رضایت، صادق بودن و گفتگوهای شخصی صحبت کرد. چیزهایی که برای انجام کارها به عنوان یک مدیر حیاتی هستند (هر وظیفه ای که دارید)، اما به ندرت آموزش داده شده یا بحث می شود. آماده بودن برای یادگیری، از جمله از طریق کتاب، ساده‌ترین یا سریع‌ترین راه برای مهارت در کارتان نیست، اما تنها راه است.




منبع: https://www.professionalsecurity.co.uk/news/interviews/book-club/